"به مناسبت روز معلم"

یکشنبه 27 مرداد 1392 11:00 ب.ظ

نویسنده : محمد علی

"به مناسبت روز معلم"

روزی که خداوند معلم را آفرید

خداوند معلم رامقاوم تر و پایاتر از هر مرد و زن دیگری افرید, چرا که باید صبح خیلی زود از خواب بیدار شده و تا پاسی از شب خواب به چشمانش راه نیابد.د ضمن در این فاصاه زمانی طو لانی نباید اصتراحت کند.معلم باید بتواند در یک روز شنبه بارانی , شش ساعت تمام با 36 دانش اموز کوچک و بزرگ به اسم کلاس درس سر و کله بزند. باید بتواند 103 ورقه امتحانی را در ایام تعطیلات تصحیح کند بله , خداوند معلم را تا بدین پایه استوار و در عین حال نرم وانعطاف پذیر افرید .

دستانش به قدرت نرم و مخملی است که می تواند اشک را از گونه یک کودک شیطان پشیمان از کرده خویش یا کودک گرفتار در اندوه تنهایی یا دختر نوجوان دعوت نشده به جشن تولد همکلاسی اش بز داید . خداوند نعمت صبر و بردباری فراوان را به معلم ارزانی داشته. صبر برای این که دانش اموزی از او بخواهد مطالب درسی را برای او تکرار کند , ان هم همان مطالب را که دقایقی پیش برای یک دانش اموز دیگرتکرار کرده بود. صبر در زمانی که یک سوم دانش اموزان کلاس امتحانات پایان ترم رابا موفقیت پشت سر نمی گزارند . صبر در زمانی که کتاب های درسی و کمک درسی هنوز به دستش , و او ناچار است کلاس های ترم جدید را شروع کند.

و خدا وند قلبی را در سینه ی معلم قرار داده است که یسیار وسیع تر و بزرگ تر از قلب یک انسان عادی است . قلب معلم ان قدر بزرگ است که وقتی دانش اموزی فریاد می زند ))من از این کلاس خوشم نمی اید,این درس خسته کننده است)) بتواند او را دوست داشته باشد. معلم باید بتواند دانش اموز را دوست داشته باشد که وقتی زنگ پایان مدرسه می خورد بدون تشکر یا یک خدا حا فظی خشک و خالی با سرعت هر چه تمام تر کلاس را ترک کند.

و بالاخره این که خداوند نور امید را در دل معلم تاباند , زیرا خداوند اگاه است که معلم باید همواره امید وار باشد امید وار به این که سر انجام دانش اموزانش میتوانند یک روز بدون غلت املا بنویسند. امید وار به این که سر انجام شاگردانش می توانند نظافت را رعایت کنند . امیدوار به این که بالاخره تعطیلات اخر هفته از راه می رسد . امید وار به این که سر انجام یک روز ازاد برای خودش پیدا می کند و امید وار به این که روزی سرانجام رستگار خواهد شد و رستگاری شاگردانش را نیز به نظارت خواهد نشست .

وقتی خداوند خلقت معلم را به اتمام می رسانید ,نگاهی به او انداخت و اینده را در وجود پاکش متجلی دید. او نیک می دانست که اینده در دستان پر صلابت معلم است . و چون خیلی به معلم عشق می ورزید به خاطر او ((( یک روز برفی))) را افرید

                                                                                                       

                                                     محمد علی عالی نژاد

 




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: دوشنبه 28 مرداد 1392 12:16 ب.ظ



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات